تبليغاتX
تک درخت دلم سوخت بگذار جنگل بسوزد

سلام

تقديم به كسي كه داشتنش روزي بزرگترين آرزوي زندگيم بود

و

 امروز خوشبختي اش بزرگترين آرزويم است

 

!! نوشته شده توسط YASER | | شنبه سی ام خرداد 1388 •

سرانجام عشق

                      

با عشق شروع کردم 

  و    

با عشق تمام میکنم

 

باعشق می سازم

  و    

با عشق ویران میکنم

 

با عشق به دنیا آمدم

   و    

با عشق از دنیا میروم


 

!! نوشته شده توسط YASER | | دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 •

دوستت دارم

در آن دم كه لب پرتگاه نگاهم به روبرو و گاهي

به عمق دره ي زير پايم بود

چشمهايم كم كم بسته و بدنم آرام آرام

به جلو متمايل ميشد

و در ذهنم حس سقوط شكل ميگرفت

ناگهان بويي خوش اما آشنا به مشامم رسيد

نسيمي روح انگيز به صورتم بر خورد كرد

و چشمانم باز شد

بدنم از حركت باز ايستاد

 
و قدمهايي به عقب برداشتم ...
            


او آمده بود .

او با سلام آمده بود .

 

!! نوشته شده توسط YASER | | دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 •

عید نوروز رو به همه دوستای گلم تبریک عرض میکنم مخصوصا به عشقم لی لی عزیزم .

امیدوارم سال ۸۸ سال خوبی برای همه ما باشه .

 امیدوارم خدای مهربون تمام آرزوهای ما رو تو سال ۸۸ برآورده کنه .

حتما پیش خودتون میگین حالا چه عجله ای داشتیم صبر میکردین سال بعد هر دو تا عیدو یه جا تبریک میگفتی  

 

ببخشین امسال عیدمون با کربلامون قاطی شد ندونستیم چه جوری شد و اصلا وقت نداشتم بیام به شماها دوستای گلم سر بزنم . دلم براتون یه ذره شده بود .

از همه دوستای گلم مخصوصا (دنیا-دلواپس-علی-نیا- هیچکس-ملیکا-مهشید-نجمه-الناز و الهام- زینب-نسرین-زیبا-پگاه-پریسا- تنهاتر از تنها-حمید-دختری از قبیله پائیز و  . . . ) تشکر میکنم که تو این مدت که من نبودم وبلاگ منو تنها نذاشتن .

 . از همتون ممنونم و امیدوارم سال بسیار بسیار خوبی داشته باشین .

 

!! نوشته شده توسط YASER | | چهارشنبه پنجم فروردین 1388 •

امروز، امروز است .

امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی ستاره ها در آسمان نمی تابند ، ناراحت نشو ، حتما دارند با تو قایم باشک بازی می کنند، پس با آنها بازی کن .

اگر قبل از خواب آرزو کردی فردا باران ببارد ، ولی نبارید، مطمئن باش الهه باران   می خواهد تو شکوه باران را باور کنی ، پس باورش کن .

امروز امروز است .

امروز هر چه قدر بخندی و هر چه قدر عاشق باشی ، به ذخایر نفتی جهان آسیبی نمی رسد ، پس بخند و عاشق باش .

امروز هرچه قدر دلها را شاد کنی ، به قیمت بلیط اتوبوس اضافه نمی شود ، پس شادی بخش باش .

امروز هر چه قدر نفس بکشی ، جهان با مشکل کمبود اکسیژن روبه رو نمی شود   پس از اعماق وجودت نفس بکش.

امروز امروز است .

امروز هر چه قدر آرزو کنی ، چشمه آرزوهایت خشک نمی شود ،  پس آرزو کن .

امروز هر چه قدر خدا را صدا کنی ، خسته نمی شوی ، پس صدایش کن .

او منتظر توست .

او منتظر آرزوهایت ، خنده هایت ، گریه هایت ، آفرین گفتن هایت ، دل شاد کردن هایت، نفس کشیدن هایت ، ستاره شمردن هایت، عاشق بودن هایت است.

امروز امروز است ، امروز جاودانه است و امروز زیباترین روز دنیاست .

!! نوشته شده توسط YASER | | چهارشنبه پنجم فروردین 1388 •

دعايم كن بي صدا بميرم

دیگر هیچ شوقی برای زیستن ندارم

ديگر هيچ نايي براي پيمودن ندارم

ديگر هيچ تواني براي جنگيدن ندارم

ديگر هيچ حرفي براي گفتن ندارم

 

صبح كه سپيده مي زند

و يك روز ديگر بي تو آغاز مي شود

ديگر هيچ شوقي براي بيدار شدن ندارم

مي خواهم هميشه خواب باشم

و در خواب و روياهايم تمام شوم

نمي خواهم ديگر هيچ روزي را

بدون تو و در فكر تو سر كنم

مي خواهم در روياهايم دستم را بگيري

قشنگ ترين حرفهاي عاشقانه

را در گوشم زمزمه كني

و مرا تا اوج ابرها ببري

و من با اين روياي شيرين

دنيا را ترك گويم

 

ولي افسوس كه اين رويا حتي

در خواب هم اتفاق نخواهد افتاد

                                                                                                                             (شعر از خودمه)

!! نوشته شده توسط YASER | | سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 •

دادگاه

 در دادگاه رسمی دیدگانت

به اتهام دل بستن به تو حاضر شدم

 در برابر هزاران یاس و قاصدک

سوگند یاد کردم که به گناهم اعتراف کنم

تمام احساس وجودم را بیان کردم

 قاضی قلب سنگی ات

مرا به حبس ابد محکوم کرد

و من

 برای همیشه اسیر دیدگانت ماندم....!!

( دختری از قبیله پائیز )

!! نوشته شده توسط YASER | | پنجشنبه هشتم اسفند 1387 •

کربلا

انشالله ۱۶ اسفند قراره بریم کربلا .

همه دوستای گلمو دعا میکنم مخصوصا لیلای عزیزم که بدون اون دنیا برام ارزشی نداره .  

انشالله خدا نصیبه همه بکنه مخصوصا لیلای عزیزم که خیلی دوست داره این جور جاها بره .

قرار بود اول زندگیمون بریم مکه . یادته ؟  یا فراموش کردی قول و قراری که با هم گذاشته بودیم .

خیلی وقت بود ثبت نام کرده بودیم قسمت نشد که اربعین اونجا باشیم  

 

همتون رو از آقامون امام حسین میطلبم انشالله که به زودی قسمت همه بشه .

حلالمون کنین .

 

!! نوشته شده توسط YASER | | سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 •

کوچه

كوچه‌دن آيلي گئجه‌ سن يوخ ايكن من كئچه‌ره ك

سن ايچون تام ووجودوم بيرگؤز اولوب هر يئري گزدي

وارليقين‌دا قدحه اوخشاري واردي

سني گؤرمك هوسيله داشيري

اولورام من ده همان سئوگيلي عاشيق

دلي چيلغين يئنه جاندان سئويري

جان ائويمده گول اولوب پارلادي يادين

باغ اولوب گولدو بوداغين

عطر اولوب ساچدي خيالين

ياديمدادير گئجه چاغي او كوچه دن كئچمه‌ ييميز

قول آچيب قاناد چاليب كيم اولمادان گزمه ييميز

اوتوروب آخار سويا گؤزتيكه ره‌ك  باخماغيميز

دونيانين سيرلاري آخماقدا قارا گؤزلرينه

حيران‌ ايديم گؤزه‌ليم من ده سنين گؤزلرينه

گؤي اوزو صاف گئجه آرام

بختي ميز شاد، زامان آزراق

آي‌دا سالخيم‌لاريني سو اوزونه تؤكموش‌ايدي

بوداق‌لارين أل آياقي آي اوزونه چؤكموش ايدي

داش‌دا گول ده گئجه‌ده چؤل ده بوتون وارليقيني

اونودوب آخميش ايدي دان اولدوزون ماهني سينا

هله‌ده اونوتماديم سن دئديگين سؤزلري من

بو عشق دن كنار گزيب

آخان سويا نظر قيليب

سو دئديگين آيناسيدير

تئزجه قاچيب چيخيب گئدن عشق‌لرين سئودالارين

سني كي بوگون باخيش‌لارين بير سئو‌گي‌يه ماراقلي‌دير

باخ صاباحا اؤز كؤنلونه اؤزگه‌لره آسلاقلي‌دير

اونودوب آتماق ايچون بو عشقي سن، چيخ‌سفره اوزاقدادور.

سؤيله‌ديم بو عشق‌دن واز كئچه‌مم

سندن قوپوب من سفره چيخماغي هئچ باشارمارام

باشارسام‌دا ائده‌نمه‌رم

 ايلك گوندن كي‌كؤنول بوسئوگي‌يه قانادلانيب

بير گؤيرچين تكي من داميزا هي- هي قوناراق

سن منه‌داشدا ووروب قووماغا هي داشلاناراق

هئچ قورخماديم، هئچ قاچماديم.

 سؤيله‌ديم سن اووچوسان من ده بو داغين‌ مارالي

تورونا دوشمه‌گه يئر قالمادي گزديدم يارالي

بو عشق‌دن و از كئچه‌مم ، باجارمارام ائده‌نمه‌ره‌م

گؤزياشي آخدي بوداقدان

گئجه‌ني قوشدا قاناد چالدي اوزاقدان

اينجي‌ييب آغلادي اوچدو

گؤزياشين تيتره‌دي گؤزده

آي‌دا گولدو عشقينه گؤي‌ده

ياديمدادير باشقا جاواب سونرادان هئچ آلانماديم

آغلار قاليب غصه‌دن هئچ اويانماديم

بو عشق‌دن كئچن‌‌مه‌ديم

هئچ قورخماديم، هئچ قاچماديم

 كئچدي ظلمت‌ده بوتون غمده گئجه، هم اوگئچه هم ده صاباحلار

و ورغونوندان عاشيقيندن آلمادين هئچ ده خبرسن

نه ده اصلا كئچي‌سن كوچه‌دن هردن.

سن سيز آمما نه دئييم نه كئفده كئچديم كوچه‌دن.

امروز اربعین بود

امروز درست بعد از سی و هشت روز تونستم ببینمت

یه بار نزدیک ظهر تو مراسم عزاداری و یه بار هم شب موقع اومدن به خونه دیدمت

یادته که ؟ فکر کنم تو هم منو دیدی

قربون خدای مهربون برم چقدر امروز خوشحالم که تونستم ببینمت

خیلی خیلی خوشحالم امروز  

مواظب خودت باش عزیزم 

!! نوشته شده توسط YASER | | یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 •

ولنتاین

تو اي خدا


بگذار اعتراف کنم نزدت بازگشته ام


آهنگ حضورت آنقدر لطيف و شاعرانه است که مرا مدهوش مي کند


تويي که خود ديدي در شعر پر غلط زندگي ام تنها ويراستار او بود .


با لهجه با طراوت شبنم فرياد زدم


" بدون او قصه چون من به پايان مي رسد "


پس چرا او را پس گرفتي


در حالي که مرگ شتابان از من مي گريخت !


پروردگارا ، تو که حسود نبودي


تو که بهتر مي دانستي من انعکاس بي ارزش نور اويم


و کاش....


٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

لیلای عزیزم

سلام

اومدم تا ولنتناین رو بهت تبریک بگم

میدونی که ولنتاین روز عاشقهاست و عشاق به هم تبریک میگن

و به همدیگه کادو میدن

من باید قبول کنم که عشق من  یک طرفست

ولی بازم نا امید نمیشم تا جایی که بتونم به خاطر تو و عشقت با سر نوشت میجنگم 

عزیزم ولنتاین مبارک .

بزرگترین خوشحالی من اینه که بازم مثل سابق بیای تو وبلاگمون نظر بذاری

امروز با دوستام رفته بودیم بیرون

هر کودومشون یکی یه خرس خوشگل  برا روز ولنتاین میگرفتن تا به عشقاشون کادو بدن

میدونی به من چی می گفتن  ؟

ازم پرسیدن تو چرا چیزی نمیگیری ؟

منم یه بهونه الکی آوردم و گفتم که قبلا گرفتم  

ولی اونا که نمیدونن عشق من منو تنها گذاشته و رفته

و من نمیتونم براش کادو بدم

ولی خیلی دلم میخواست بزرگترین خرس دنیا رو برات هدیه بدم

و بهت ثابت کنم که تو بی نظیر ترین و بزرگترین عشق منی .

امیدوارم خدای مهربون بین هیچ عاشقی دیوار قرار نده

و امیدوارم

سال آینده روز ولنتاین تو به منو حرفام ایمان بیاری و دوباره برگردی پیشم .

میدونم که هنوزم دوستم داری پس دعا کن تا هر چه زودتر به هم نزدیکتر بشیم .  

دوستای عزیزم شماها هم دعامون کنین .  

 

!! نوشته شده توسط YASER | | چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 •

قشنگی فردا

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

فدایت ای گل زیبای هستی

نمی دانم کجا بی من نشستی

قشنگی های فردایم تو هستی

یگانه گنج دنیایم تو هستی

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

امروز داشتم با یکی از دوستام که تقریبا هم درد منه درد و دل میکردم .

اونم مثل من

عشقشو خیلی دوست داشت 

 و حالا با اینکه اونو تنها گذاشته و رفته بازم دوستش داره

اونم مثل من به خاطر عشقش کلی سختی ها رو تحمل کرده

و به خاطرش هر کاری کرده

ولی با این حال عشقش اونو تنها گذاشته و رفته

حتی کلی تلاش کرده و بعد رفتنش نظرشو جلب کرده و برگردونتتش

ولی بازم گذاشته و رفته

پای صحبتش که نشسته بودم میدونین چی گفت ؟

گفت :

من دیگه به خاطر به دست آوردنش تلاش نمیکنم

بهش فرصت میدم تا خوب فکر کنه و تو این مدت منو خوب بشناسه

تا خودش برگرده

چون اگه من تلاش کنم برگردونمش مطمئنا بازم خواهد رفت

ولی اگه خودش برگرده میدونم که موندنیه .

 

!! نوشته شده توسط YASER | | چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 •

I Love You My LEYLA

 

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط YASER | | دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 •

خلوت دل

در شب تاریک

گر که نتوانی شوی خورشید

مهتاب باش

و گر نتوانی شوی
مهتاب

لااقل آن کرمک شب تاب باش

                                (منصور حلاج)

پنج قانون خوشبختی رو به خاطر بسپار :


قلبت رو از نفرت پاک کن .

ذهنت رو از نگرانی دور کن .

ساده زندگی کن .

بیشتر ببخش .

کمتر توقع داشته باش .


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط YASER | | شنبه دوازدهم بهمن 1387 •

ســــــــــــــکـوت

 

   دیـــــگــــر حـــــــــرفــــــــی  نــــیســـــــت

  اگــــر هــــم باشـــد، دلــــتـنــگــــی هــــای مـــربـــوط بــــه

تـــــنــهـــــاییســـــت

 دیــــگــــر کـــســــی نــــــیســــــت تـــــا فــــریــــادم را بــــشــنـود

 و حـــتــی نـــایـی بــــــرای فــــریــــاد نــــــیـــســـــت

 پـــس مـی گـذارم به جای من ، سکوتم فریاد بـزنـد

 

!! نوشته شده توسط YASER | | دوشنبه هفتم بهمن 1387 •

منتظرت هستم . . . . . .

شناختنت بي گناهترين گناهم بود

يافتنت بهانه دلم

و خواستنت نيازم .

با تو

بودن آرزويم و تو را گم کردن ، پيدايش سراب بود

تو مانند پرستو آمدي و به

دورترين ديار غربت رفتي .

بي تو ثانيه ها تکراري شده اند 

 آيينه چيزي جز

سراب را نشان نمي دهد و شقايق غريبي مي کند

و جاده در انتظار مسافر

است

هنوز دلم بدون تو بهانه مي گيرد

و من آرزوهايم را عاشقانه زمزمه مي کنم

 و منتظرت هستم......   

!! نوشته شده توسط YASER | | چهارشنبه دوم بهمن 1387 •

                

Benim ashkim sana sahil gibi sakin kalajak

Benim ashkim sana insan gibi fazlanajak

Benim ashkim sana tarih gibi yazilajak

Benim ashkim sadeje sana kalajak

 

عشق من به تو مثل عشق ساحل به دریا می مونه

عشق من به تو مثل انسان روز یه روز بیشتر میشه 

عشق من به تو مثل تاریخ ثبت میشه 

عشق من فقط و فقط مال تو خواهد بود   

!! نوشته شده توسط YASER | | چهارشنبه دوم بهمن 1387 •

 

Kendin icin bir yildiz sec

parlakli ve guzel olsun

benim icinde bir yeldiz sec

parlakli olmasi onemli Deyil

sadeje seninkine yakin olsun


برای خودت یک ستاره انتخاب کن


پر نور ترین و زیبا ترین ستاره باشه

 
برای منم یک ستاره انتخاب کن


زیبائیش مهم نیست


مهم اینکه به ستاره تو نزدیک باشه

 

!! نوشته شده توسط YASER | | دوشنبه سی ام دی 1387 •

اووووووووو

                     

من میدونم میخوای منو اذیت کنی . ولی هر کاری کنی من ازت نمیتونم دل بکنم .

میدونی معنی دل بستن و عاشق شدن چیه ؟

یعنی عاشق یکی باشی و مطمئن نباشی که بهش میرسی یا نه ولی نتونی ازش دل بکنی .  

لیلا جونم تا آخر عمرم دوست دارم . هیچ وقت ازت سیر نمیشم .

حتی اگه عشق دیگه ای جایگزین عشق من بکنی بازم دوستت دارم .

تو که خودت خوب میدونی حرف من یکیه . یا تو یا هیچکس .

خیلی خیلی دلم برات تنگیده .

امروز داشتم اس ام ای هایی که چند ماه پیش برام زده بودی رو میخوندم .

یادته ازم پرسیده بودی اگه مشکلی پیش بیاد پشت من وایمیستی ؟

منم گفته بودم معنی زندگی مشترک یعنی چی ؟

یعنی همین که هوای همدیگرو داشته باشیم .

یادته ؟

ولی تو هیچی نشده منو تنها گذاشتی و رفتی با یه مشکل کوچیک و پیش پا افتاده .

به خاطر خودت و خود خواهیات پا رو دل من گذاشتی .

عیبی نداره این دل شکسته هم فدای تو . تو که همه زندگی منی . اینم روش   

!! نوشته شده توسط YASER | | جمعه بیست و هفتم دی 1387 •

رفت و منو تنها گذاشت . . . .

آيريلديم

منه مجنون دئمه جانا ، كي من ليلا دان آيريلديم

بئلي اينجه قاشي خنجر ، گؤزي شهلا دان آيريلديم

گوزل نازلي سؤزي سازلي ، او آوازلي نيگاريم دان

شيرين ديللي ساچي تئللي ، مَلَه سيما دان آيريلديم

دويونجا گؤرمه ديم هئچ من ، او گول روخساري آي آللاه

اينانمير بو كونول كي بولبول شيدا دان آيريلديم

گؤزومدن بير آراز آخدي ، اُوت اولدي سینه مه ياخدي

او گوندن كي دلي لر تك گول رعنا دان آيريلديم

اولر ماهي دنيزدن گر بش اون دقيقه اوزاق قالسا

نئجه دؤزسون باليق كونلوم ، كي من دريا دان آيريلديم

منيم بيردانه دونيام وار ، اودا سؤزسوز فقط سنسن

من ايندي بير اولو جيسمم ، آخي دونيا دان آيريلديم

                     

             كلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدن .

                       طوطی اعتراض کرد و زیبا شد .

                         کلاغ به رضای خدا راضی شد

                                          اکنون

                            طوطی در قفس هست و

                                        کلاغ آزاد

                 

!! نوشته شده توسط YASER | | یکشنبه بیست و دوم دی 1387 •

MY LOVE

گلم ،از خود رهیدن را بیاموز

به سر منزل رسیدن را بیاموز

مجال تنگ و راهی دور در پیش

به پاهایت دویدن را بیاموز

زمین بی عشق خاکی سرد و مرده ست

به قلب خود تپیدن را بیاموز

جهان جولانگهی همواره زیباست

به چشمت خوب دیدن را بیاموز


دیر گاهی ست که تنها شده ام

قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است

باز هم قسمت غمها شده ام

دیگر آیینه زمن بی خبر است

که اسیر دل لیلا شده ام

من که بی تاب شقایق بودم

همدم سردی یخ ها شده ام

کاش چشمان مرا خاک کنید

تا نبینم که چه تنها شده ام   


 هـنـرم بـود کـه هـرگـز نــشـوم یـــــار کـــســـی

تــــــا کـه رخـــسار تـو دیــدم هـنـرم بـاطـل شـد

 


نازنينم ! زندگي مثل يك دفتراست ، دفتري كه مهم نيست چند برگ دارد

فقط مهم اين است كه برگهايش پر ازمهرباني باشد صفحات راوي روزهاي زندگي اند

پس صفحاتي را كه مي توانند طلايي باشند را سياه و خط خطي نكن ،

در عالم رويا با خود مي انديشيدم ازهمه چيز گذشتم تا به دورترين نقطه رسيدم ،

دورترين نقطه جايي جز نزديكترين آرزوهايم نيست ،

شب را دوست دارم نه بخاطر ستاره هايش ،

شب را دوست دارم نه بخاطر سكوت و سادگي اش ،

شب را دوست دارم چون تو را بخاطرم مي آورد 0

وقتي شب بال خود را بر سر شهر مي گستراند ،

پرنده ي دلم به سوي تو پر مي كشد ،

امروز از گنجشك ها شنيدم روزهاي شادي بخش نزديك است 0 

 چه مي شود به تنهايي ام پا بگذاري

من دلبسته ي پاييزم همان فصلي كه هيچ از بهار كم ندارد

هرگز مباد آن لحظه كه اميد و آرزو در آسمان وجودمان غروب كند 

چرا كه در پي اش نا اميدي طلوع خواهد كرد

 


بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی ؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی ؟

 آسمانت را مگیر از من 

 که بعد از تو زیستن یک لحظه هم بی معناست . می دانی ؟

 


ماه به من گفت : اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟

به ماه نگاهی کردم و گفتم آیا آسمان ترا ترک می کند زمانی که نمی درخشی؟



هرچه زیبایی و خوبی که دلم تشنه ی اوست

مثل گل، مثل صحبت دوست

مثل پرواز ، مثل کبوتر

                         می و موسیقی و مهتاب و کتاب

کوه ، دریا ، جنگل ، یاس ، سحر

 

این همه یک سو ، یک سوی دگر 

چهره ی همچو گل تازه ی تو !

 

دوست دارم همه عالم را لیک

هیچکس را نه به اندازه ی تو !

 


عاقبت خاك شوم گل بدمد ازگل من
                                            حسرت روي تو هـــــرگز نرود از دل من 
اشتياقي كه بديدار تو دارد دل من 
                                             دل من داند و من دانم و داند دل من 

 

                                                  

چه با احساس مي گويي                                             

سرود عشق در گوشم

برايت بارها خواندم                                                         

كه بي تو من چه خاموشم

تو گفتي از نگاه من

من اما از حضور تو

تو از لبخند مي گفتي

من از گرمای شعر تو

چه شب ها بي حضورِ تو

سرودِ عشق سر دادم

صداي آشناي تو

نخواهد رفت از يادم

اگر امروز غمگينم

اگر امروز خاموشم

بيا و باز نجوا كن

سرود عشق در گوشم.

                         

در دل شب دعاي من،

گريه بي صداي من،

بانگ خدا خداي من

به خاطر تو بود و بس

پاکي لحظه هاي من،

گريه هاي هاي من،

گوهر اشکهاي من

به خاطر تو بود و بس

اين همه بي پناهيم،

اين همه سر به راهيم،

اين همه بي گناهيم

غصه به جان خريدنم،

از همه کس بريدنم

زخم زبان شنيدنم

به خاطر تو بود و بس

رو به خدا نشستنم،

نذر و دخيل بستنم

سوز من و گداز من،

اشک من و نياز من

به خاطر تو بود و بس


دوست دارم تو سخن گويي و من گوش كنم

غم دل را به كلام تو فراموش كنم

سينه بشكافم و قلبم به تو تقديم كنم

تا بداني كه فقط جاي تو در

قلب 

من است

 رفت چشمم را برايش خانه  کردم بر نگشت
بس  دعاها  از  دل  ديوانه  کردم  بر نگشت

                                              شب شنيدم زاهدي مي گفت او افسانه بود
                                              در وفايش خويش را  افسانه کردم  بر نگشت


                                               زلفهايم  را  که  روزي  مي  ربود  از  او  قرار
                                               تا سحرگاهان برايش  شانه کردم بر نگشت


                                                اين دل سجده  نشين عاشق  سجاده  را
                                               مدتی هم ساکن مي خانه کردم بر نگشت

                                               عاقبت  در  انتظار   اينكه  بر  مي گردد   او
                                               عالمي  را از غمش ديوانه  کردم  بر نگشت

 

لیلای عزیزم یه دنیا حرف ناگفته برات دارم . . . برو به ادامه مطلب   


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط YASER | | چهارشنبه یازدهم دی 1387 •

 

میلاد حضرت مسیح

و آغاز سال نو میلادی رو به تمام مسیحیان عزیز تبریک میگم .

کریسمستون مبارک .

امیدوارم سال خوبی داشته باشین .

 

 

 


 

روي آن شيشه تبدار " ها " كردم ،

اسم زيباي تو را با نفسم جا كردم ،

شيشه بد جور دلش ابري و باراني شد ،

شيشه را يك شبه تبديل به دريا كردم ،

با سر انگشت كشيدم به دلش عكس تو را ،

عكس زيباي تو را سير تماشا كردم

 


 رفتی و ندیدی

که چه سنگین راه با تو رفته را تنها طی می کنم .

 دوباره می آیی

که خرده های نان را نشان راهت گذاشتم .

و می بینی

کبوتران عاشق را که دانه بر می چینند و بر جای پایت نوک می زنند .

تا زمین هم انتظارت را از یاد نبرد .

 

از دوستای گلم خواهش میکنم ادامه مطلب رو نخونین این یه کامنت خصوصیه برای لیلای عزیزم . ممنون میشم .

لیلا جونم برا خوندن نظر خصوصی برو به ادامه مطلب  


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط YASER | | شنبه هفتم دی 1387 •

 

نمیدونم دردمو به کی بگم

از بس به در و دیوار اتاقم گفتم

از بس که به کاکتوس کوچولوی لب پنجره گفتم

اونا هم از دستم خسته شدن و دیگه به حرفام گوش نمیدن

تو هم که نیستی دردمو به تو بگم .

بدادم برس که دارم میمیرم .

خیلی سنگدلی .

میدونم خدای مهربون داره منو امتحان میکنه ولی مطمئن باش

هر چقدر تو و خدا جونم دست به یکی کنین

و بخوایین منو عذاب بدین

من تسلیم نمیشم

هر چقدر لج کنی

هر چقدر اخم کنی

بازم دوستت دارم

ازت سیر نمیشم

مطمئن باش

آینده مال منه

آهای روزگار اینو بدون شکستت میدم

بچرخ تا بچرخیم .

 


 

پائیز گئدیر

سونرا بوران قار گئلیر

سوفرالارا حالوا

قارپوز

نار

گئلیر

چیلله گئجه سی

ائل اوبانی شاد ائدیب

بیزیم یوردا ائله بیر باهار گئلیر

 

 چیللز موبارک اولسون  

 

 

فکر میکردم امروز از غصه داغون میشم آخه عشقم کنارم نیست ولی یه اتفاق خوب افتاد امروز عشقمو دیدم و با دوستاش سوار ماشینم شدن البته اون نمیخواست سوار بشه ولی به زور دوستاش سوار شد و همش اخماش تو هم بود . حتی تو آینه هم بهم نگاه نکرد .

 

خیلی مغروری منم عاشق همین دیونه بازیاتم دیگه . 

 

عشق من با اینکه تو طاقچه بالا میزاری و همیشه دلمو میشکونی ولی من همه جوره قبولت دارم . دیوونتم .

 

یلدا رو بهت تبریک میگم انشالله یلدای سال بعد در کنار هم باشیم نه تنها دلامون کنار هم باشه بلکه جسممون هم کنار هم باشه . من که برا با هم بودن لحظه شماری میکنم و امیدوارم منتظرم بمونی .

 

به امید اون روز . خیلی دوستت دارم خدا جونم .   

 

 

!! نوشته شده توسط YASER | | شنبه سی ام آذر 1387 •

 

سلام عشق من .

خوبی ؟

امروز ۱۵ روزه به طور کامل که هیچ خبری ازت خبر ندارم .

حاضرم به اون خدای مهربونی که اعتقاد داری قسم بخورم

که هر لحظه به یادت بودم و هیچوقت فراموشت نکردم

هرچند که تو ممکنه مارو فراموش کنی .ا

صلا میدونی چیه وقتی تو نیستی خواب و خوراک ندارم .

من با خاطراتت زندگی میکنم .

مثل همیشه این دل بهونه تو رو میگیره و برات تنگه .

دوشنبه و سه شنبه هر چی به موبابل دوستات ( سودا و فرنوش )

اس ام اس زدم تا عید غدیر و شب یلدا رو تبریک بگم

همشون خاموش بودن .

امروز بازا بودیم با مامان اینا و من ماشین داداشتو دیدم تو پارکینگ

ولی چون با مامانم اینا بودیم نتونستم بیام ببینمت شایدم اصلا تو نبودی .

خیلی دلم برات تنگ شده عزیزم .

یادت میاد پارسال تو همین روز چیکار کردیم ؟

ولی من یادمه تو دانشگاه بودی و با هم تلفنی حرف زدیم و بعد

با هم رفتیم تا علمدار بعد تو راه تو ترانه سرهنگ ( روزی که از تو جدا شم

روز مرگ خنده هامه روز تنهایی دستام فصل سرد گریه هامه . . . )

رو برام بلوتوث کردی و منم ترانه ابی ر و برات زدم .

یادت میاد ؟

پارسال عید در کنار هم نبودیم ولی دلامون با هم بود

به امید اینکه هم دلامون و هم تنمون در کنار هم باشن . 

عزیزم هیچ چیز و هیچ کس نمیتونه عشق تو رو تو قلبم سرد کنه .

همیشه عاشقت میمونم .

تو عشق آسمونی من هستی .

تو نور و روشنایی شب های تار منی .

تو چشم چراغ این دلی .

بدون تو زنده نمی مونم .

منتظرتم . . .

                   ( یاسی تو عاشق تو )

 


 

آهای مرگ کجایی؟

               بیا که زندگی ما را کشت . . . .

 


 یارا .....  پریشانم مرو ...........

                    

  سر در گریبانم مرو

                       

               دستم به دامانت مرو

                              

                         بر هم مزن سامان من

                                         

                                        آتش مزن بر جان من

 


 چنان نالم من از سوز جدائی

 

                       نیستان را به آتش می کشانم  . . . . .

 


 بگذار سر به سینه من تا که بشونی

 

                آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

 

                 بگذار سر به سینه من تا بگویمت ....

 

        اندوه چیست !    

                              عشق کدام است !     

                                                         غم کجاست ! .. 

       


 

زمانه بس که مرا خاک پای مردم کرد

 

                        به اشک دیده من میتوان تیمم کرد ....

 

  


!! نوشته شده توسط YASER | | جمعه بیست و نهم آذر 1387 •

 

عشقين كي قراريندا وفا اولماياجاقميش

 

بيلمم كي طبيعت نيه قويموش بو قراري

 

!! نوشته شده توسط YASER | | چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 •

 

اي معني انتظار يك لحظه بايست !

 

          ديــوانه شدن به خـاطــرت كـافي نيست ؟!

 

يك لحظه بايست و يك جمله بگو !

 

          تكليف دلي كه عاشقش كردي چيست ؟!

 

 

!! نوشته شده توسط YASER | | چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 •

حرفهای دل یه عاشق تنها

سلام لیلای عزیزم

عید قربونو بهت تبریک میگم .

امیدوارم سال بعد این روز عزیز رو در کنارت بهت تبریک بگم .

لیلا جونم . عشق من . عمر من . فانوس شب های تارم . شده تا حالا ازت تشکر کنم ؟

تا جایی که یادمه همیشه ازت گله میکردم که چرا برنمیگردی 

یا چرا نمیای به وبلاگم سر بزنی . یادته ؟

ولی این دفعه میخوام ازت تشکر کنم . میپرسی بابت چی ؟

خب میگم :

بابت اینکه منو عاشق خودت کردی .

بایت اینکه اگه تو نبودی نمیدونم من الان سرنوشتم چی بود و داشتم کودوم بی راهه میرفتم .

از تو ممنونم که منو با خدا آشنا کردی .

از تو ممنونم و الان بیشتر وقتای تنهایی من با خدای مهربون پر میشه .

از وقتی تورفتی چندین تا رمان عاشقانه خوندم

ولی هیچکودوم به پای عشق من نمیرسن باور کن از ته دل میگم .

ازت ممنونم یعنی تا آخر عمرم من مدیون تو هستم تو درس بزرگی به من دادی .

یاد دادی همه چیز با صبر و تحمل بدست میاد .

خلاصه تو منو آدم کردی . تو بودی که منو بخشیدی مگه نه ؟

لیلای عزیزم بیا و تموم این خوبیاتو تکمیل کن و منتظرم باش و منو فراموش نکن .

من بدون تو می میرم اگه میبینی تا حالا نمردم به خاطره اینه که 

به آینده امیدوارم و میدونم بهم میرسیم وگرنه تا حالا چند مرتبه مرده بودم .  

تا آخر عمر نوکریتو میکنم .

بزرگترین آرزوم در کنار تو بودنه .

روز به روز علاقه ام نسبت به تو بیشتر میشه .

شعله عشق من نسبت به تو هیچوقت خاموش نمیشه .

تو خونه همیشه حرف توئه عزیزم .

منتظرم بمون تا شرایطم درست بشه .

مگه تو نبودی که میگفتی دوست دارم منو زن عمو صدام کنن .

مگه تو نبودی که میگفتی دوست دارم مادر شوهر آیندمو عزیز صدا بزنم .

مگه تو نبودی که میگفتی بوسه بر پیشونی رو خیلی دوست دارم .

مگه تو نبودی که میگفتی دوست دارم با موهام بازی کنی تا خوابم بگیره .

مگه تو نبودی می گفتی آهنگ عشق معینو دوست دارم و حال میده

با عشقت یه سفر ۱۰ روزه بری و این ترانه رو گوش بدی .

مگه قرار نذاشتیم به جای جشن عروسی بریم مکه .

مگه تو نبودی آرزو میگردی منو تو لباسهایی که دوست داری ببینی ( شلوار طوسی براق . . . )

من شب و روز با حرفها و خاطرات تو زندگی میکنم و براشون کلی نقشه و آرزو دارم .

منتظرم بمووووووووووووووووووووووووووووووووووون جون هر کی دوست داری .

!! نوشته شده توسط YASER | | سه شنبه نوزدهم آذر 1387 •

××××××××( من که خودم شخصا این شعرو خیلی دوست دارم )××××××××

قطره ای در صدفی پنهان شد

رفته رفته به صدف مهمان شد

در نهانخانه ی تاریک صدف

چند روزی که گذشت

دید منزل تنگ است !

در و دیوار صدف چون سنگ است

کمی آزرده شد از خود پرسید ؟ !

علت آمدنم اینجا چیست ؟

قطره ها آزادند

در دل موج زمان فریادند

چیست معنای خود آزاری من ؟

چیست بیماری من ؟

اگر روزنه ای باز شود دور شوم

ساکن منطقه ی روشنی و نور شوم . . .

صدف آهسته شنید این نجوا

گفت:

ای کودک خرد دریا

شکوه کم کن که در این بحر عمیق

ما نگردیم به کس یار و شفیق

ارزشت بیشتر از شبنم نیست

مثل تو در دل دریا کم نیست

ما به کس در دل خود جا ندهیم

تا ندانیم که ارزش دارد

بی جهت منزل و ماوای ندهیم

اگر امروز تو در سینه ی من پنهانی

یا به قول خودت افتاده در این زندانی

مکن از بخت شکایت که بدون تردید

تو در این خانه ی تاریک شوی مروارید

!! نوشته شده توسط YASER | | یکشنبه هفدهم آذر 1387 •

دوستت دارم و تاوان آن هر چه خواهد باشد .

. لیلای من دوستت دارم .

!! نوشته شده توسط YASER | | شنبه شانزدهم آذر 1387 •

لیلا

                                                

                                                

               

سلام عزیزم .

. اولین سالگرد عشقمونو بهت تبریک میگم .

امروز و این دقایق اولین سالگرد عشقمونه که داره سپری میشه

یادته پارسال درست همین لحظه ها بود که من و تو با هم آشنا شدیم ؟ یادته ؟

حالا عشقمون یک ساله شده

امیدوارم صد ساله بشه البته در کنار هم  .

بهت قول میدم هر سال این روز عزیز رو جشن بگیرم

ولی دوست دارم تو پیشم باشی

تا با هم این روز رو جشن بگیریم .

پارسال در چنین روزی ما متولد شدیم

ولی دست سرنوشت بینمون فاصله انداخت

ولی من مطمئنم همون سر نوشتی که بینمون فاصله انداخته

بازم ما رو بهم میرسونه

من که شب و روز دعا میکنم و تو رو از خدا میخوام

و میدونم که خدا خیلی مهربونه و عشق منو نسبت به تو از قلم نمیندازه .

تو نمیدونی من الان چه حالی دارم

نمیتونی حال منو درک کنی

کلمات هم نمیتونن حسمو به تو منتقل کنن

لیلا جونم خیلی بی تابتم

خیلی دل تنگتم

اینا موعظه نیست 

حرفهایی که از ته دل یه عاشق میاد بیرون

لیلا جونم نذار بیشتر از این عذاب بکشم

 

تا ابد منتظرت هستم .

. بازم این روز عزیز رو بهت تبریگ میگم .

( یاسی همیشه تنها )  

 

!! نوشته شده توسط YASER | | شنبه شانزدهم آذر 1387 •

اولین سالگرد

زندگی را به تمامی زندگی کن
در دنیا زندگی کن بی آنکه جزئی از آن باشی .
همچون نیلوفری باش در آب ،
زندگی در آب بدون غرق شدن در آب !
زندگی به موسیقی نزدیکتر است تا به ریاضیات ،
ریاضیات وابسته به ذهن اند ،
و زندگی در ضربان قلبت ابراز وجود می کند

زندگی سخت ساده است ،
خطر کن ، وارد بازی شو ،
چه چیز از دست می دهی ؟
با دست های تهی آمده ایم ،
وبا دست های تهی خواهیم رفت ،
نه چیزی نیست که از دست بدهیم

فرصتیست بسیار کوتاه به ما داده اند ،
تا سر زنده باشیم ،
تا ترانه ای زیبا بخوانیم ،
وفرصت به پایان خواهد رسید !
آری اینگونه است که هر لحظه غنیمتی است !
مرگ تنها برای کسانی زیباست که ،
زیبا زندگی کرده اند !

از زندگی نهراسیده اند ،
شهامت زندگی کردن را داشته اند ،
کسانی که عشق ورزیده اند ،
دست افشانده اند ،

و زندگی را جشن گرفته اند ،

پس ،
هر لحظه را به گونه ای زندگی کن ،
که گویی واپسین لحظه است ،
و کسی چه می داند ؟

 شاید آخرین لحظه باشد

!! نوشته شده توسط YASER | | شنبه شانزدهم آذر 1387 •

RSS